أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
353
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مثنويّه از شعاع طلا و عقد گُهر * مهر در ثور شد نكواختر وز پى دستوانهء خلخال * كه فزايند حُسن آب زلال لعل كانى و دُرّ دريايى * كرده همدستى آن دو همپايى بقّالان دكان خود را از اجتماع ميوه و خربزه و انگور موضع مزروع و منزل [ 451 ] معمور ساختند و دغدغهء رغبت آن مرغوبات لطيف را به زبان « وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ » « 1 » در جان جهانيان انداختند . خربزهء ابدالى چون اهل رياضت ظاهرش « صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ » « 2 » و باطنش از عين حلاوت به شهد شهاوت همنشين . مثنويّه كاسهها كرده پر ز شهد و شكر * ليك خوشبوىتر ز عنبر تر صورتش آبخور ز عين صفا * باطنش همچو شهد فيه شفا انگور نخشبى شريك خود را چون لعل يك دانه آويزهء گوش دل اهل هوش ديده و انگور آبى از عين سيرابى كامفزاى شيرينزبانان گرديده : مثنويّه هست دُر كز صفا مذاب بود * كى و ليكن تمام آب بود ور بود آب هم در آخر كار * كى رساند فرح به هر هشيار عطّاران چون دكان بقّالى را از همه دلكش ديدند در تقليد ميوهها از نبات مصرى محنت بسيار كشيدند ، امّا به آن مقام نرسيدند و از بساتين آرزو جز به دست تمنّا ميوه نچيدند . رباعيّه هرچند كه نخلبند پاكيزهسير * ز انگور مثال سازد از عقد گهر گويد چو در آن نظر كند اهل هنر * بر بسته دگر باشد و خود رسته دگر
--> ( 1 ) . مطففين ( 83 ) آيهء 26 . « و پيشدستىكنندگان در آن بر يكديگر پيشدستى مىكنند » . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 69 . « به زرد تند كه رنگش بينندگان را شادمان مىسازد » .